أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

پيشگفتار 66

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

من بنده ، با همهء تلاشى كه كرده‌ام ، عاقبت برخى دشواريها را در تنظيم اين متن بر جاى مىبينم ؛ چنان كه بارها از روى دستنوشت - كه معمولا از « آ » خالي است - نتوانسته‌ام دريابم « ازان » بايد بخوانم يا « از آن » و مراد مصنّف كدام بوده . چون ملاك روشن و روشنگرى در اين باب نداشتم ، كوشيدم فاصلهء اجزاء مكتوب را در دستنوشت ملاك قرار دهم كه با اينهمه ، سنجه‌اى نسبى و غير قابل اعتماد است . بىترديد ، اين مثالى كه كاملا جزئى و شايد بىاهمّيّت است ، ولى آنچه مىخواهم بگويم اين است كه به هر روى ، مواضع إبهام و ترديد و تأمّل ، از مسائل ريز و كم اهمّيّت تا اصلى و بسيار مهمّ ، در اين متن ، برجاى است . در خور است در اينجا سخنى از دانشمند و متن‌شناس بزرگ ، استاد در گذشته ، شادروان سيّد جلال الدّين محدّث ارموى - كه خدايش در بهشت برين جاى دهاد - بياوريم : بر صاحبدلان كه روى سخن با ايشان است پوشيده نيست كه تصحيح و تنقيح كتابهايى كه نادر الوجود و قليل النّسخه است مانند تصحيح و تنقيح كتابهايى نيست كه نسخه‌هاى آنها بسيار ، و شايع و ساير در أقطار و أمصار است ؛ كتبي كه پيوسته در دسترس بوده و علما و فضلا خلفا عن سلف درس و بحث و مقابله و تصحيح و استنساخ و استكتاب آنها را وجهه همّت ساخته و بشرح و بيان و تحشيه و تعليق و اشاعه و نشر آنها پرداخته‌اند ، ميتوان براى مثال به اين قبيل كتب كتب أربعهء خاصّه و صحاح ستّهء عامّه را ذكر نمود ؛ زيرا هر مشكلى كه در اين قبيل كتابها بوده پيشينيان در طول اين زمان راه حلّ آن را بقدم جدّ و جهد پيموده و گره آن مشكل را از روى صدق دل بسر انگشت تحقيق گشوده‌اند پس در تصحيح و تنقيح اين نوع كتابها صلاحيت متصدّى و مراجعه بمآخذ در موارد لزوم كافى است بخلاف كتبي كه نسخ آنها در دسترس نبوده و از زمان تأليف هرگز مورد مقابله و تصحيح قرار نگرفته و هنوز عالمى بعنوان بررسى و تحقيق به آنها دست نيازيده است بلكه بقول معروف تاكنون دست كسى بدامان وصال آنها نرسيده و هنوز بكر است ، پر واضح است كه فرق ميان اين دو تصحيح و دو نوع كتب بسيار بلكه خارج از حدّ اندازه‌گيرى و قياس است چنان كه شاعر گفته : ميان ماه من تا ماه گردون * تفاوت از زمين تا آسمان است بديهي است كه هر چند دايره تنگتر باشد كار سخت‌تر خواهد بود مثلا اگر تأليف قديمتر باشد و نسخه منحصر بفرد باشد و در عين حال مشوّش و مغلوط و دستخورده ؛ الى غير ذلك از